این صفحه را به اشتراک بگذارید طرفداران کتاب

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

طرفداران کتاب
از جمله : آرتمیس فاول و دارن شان و دلتورا و سیپتیموس هیپ و نیروی اهریمنی اش و .....

یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

نقد کتاب های اقای فرهاد حسن زاده



با سلام
توی این پست می خوام نقد کتاب های آقای حسن زاده رو بنویسم
البته در توانمند بودن ایشون در زمینه آثار طنز شکی نیست اما نویسنده باید انتخاب کند ایا او طنز نویس ایت یا واقع گرا؟
جلسات نقد و بررسی برگزار شده در مجله ی دوچرخه به لغایت ضعیف و فاقد هر گونه استندارد های کتاب خوانی است.نقد بی رحم است هیچ نقدی فدات بشم و وای عجب اثریه و از این دست تعریفات نیست.
نقد کوبنده است.نقد نقد می کند تعریف نمی کند.جلسات کتابخوانی و نقد کتابی که توسط مجله ی دوچرخه برگزار می شود کاملا ضعیف اند نویسنده فقط انجا نشسته است تا سیل تبریکات و تشکرات و احسنت و آفرین نوجوانان را بشنود ایا کسی کلمه ای از مشکلات کتاب سخن می گوید؟
ایا کسی می گوید که کتاب شما فلان ضعف را داشت یا تنها دوست دارید با گروهی از نوجوانان احساساتی روبرو شوید که می گویند وای خدا عجب کتابی بود تا به حال کتابی به این قشنگی نخونده بودم!
کتاب عقرب های کشتی بمبک دقیقا اینگونه در مجله نقد شده.هیچکس در مورد اینکه کتاب چه نقص هایی داست صحبت نمی کند هیچکس نمی گوید که چگونه یک ثروتمند شهر دست به انقلاب و مبارزه زده است به چه دلیل آیا او فقدان رفاهی دارد؟هیچکس نمی گوید اگر اینها طرفدار اسلام و انقلاب اند(این سیاسی نیست مربوط به کتابه!)پس چرا در اولین مسایل دچار اشکال اند؟ نمی گویند که چرا قهرمان هیز و احمق داستانهر لحظه عاشق یک نفر شده است؟نمی گویند که اینها چند وقت است در این محله اند اما پسرک طوری عاشق دختر می شود که انگار بار اول است او را دیده.
نمی گویند که این کتاب را ایشان برای همشهری های خلو نوشته اند یا برای تمام جوانان و نوجوانان که در آن از لهجه ی اشخاص استفاده کرده اند.کتاب تکلیف خودش را نمی داند که قرار است عامیانه تعریف شود یا نوشتاری و کتابی؟
ایا کتاب حاضر توانسته است مخاطب را راضی نگاه دارد یا صرفا بیان صمیمی ان موجب جذب مخاطب شده است.
باید بگویم نوجوان امروز و مخاطب و خواننده امروزه تمایل دارد رمان هایی چیرامون جادو جنگ و... رمان هایی از این دست  و با این موضوعات بخواند همین امر دلیل گرایش نوجوانان و جوانان ایرانی به رمان های خارجی نظیر هری پاتر،دارن شارن،آرتمیس فاول،دلتورا،سیسمون هیپ و ... است امروزه جوانان مایل نیستند ماجراجویی های چند پسرک سه دههه قبل را بخوانند انان می خواهند آنچه را در واقیعت اتفاق نمی افتد و همواره کتاب هایی محبوب ترند که دنیاهای غیر واقعی تری را نمایش می گذارند.
ادامه دارد...


پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

داستان ها چگونه نوشته می شوند؟قسمت دوم



در مورد پایان داستان هم باید بگم که اکثر داستان ها یک نبرد پایانی و یا نهایی دارند که اصطلاحا آرماگدون (armagedon)توی این نبرد پایانی سرنوشت داستان مشخص میشه و کتاب آخرین برگ برنده اش رو رو می کنه البته اگر برگ برنده ای داشته باشه.
نمونه ی این نبرد های نهایی رو می تونیم توی خیلی از کتاب ها نظیر دلتورا و بارتیموس و آرتمیس فاول و هری پاتر و دیگر رمان ها ی فانتزی ببینیم.
کتاب ها معمولا دارای  یک شوک داستانی هستند هر چقدر تعداد شوک های داستانی بیشتر باشه مخاطب بیشتر جذب کتاب می شه.
یکی از معروف ترین شوک های داستانی که کاربرد بیشتری نسبت به بقیه داره رها کردن فصل در قسمت های حساس و نامشخص کردن انتهای اون سکانس داستانی تا قسمت بعدیه که نظیر اون رو می تونیم توی خیلی از کتاب ها ببینیم.
اما استفاده از یک شوک داستانی تکراری می تونه کتاب رو ضعیف کنه تا جایی که خواننده به وضوح می تونه  بقیه ی داستان رو حدس بزنه مثلا در مجموعه ی دلتورا نویسنده جنیفر رو خیلی از یک شوک خاص استفاده کرده تا جایی که وقتی به جلد های آخر نزدیک می شویم کاملا می تونیم این شوک رو احساس کنیم و این غیر منتظره نیست.میشه حدس زد که هر شخصیتی که اول جلد وارد کتاب میشه در اخر شخصیت ضد قهرمانه که خودش رو خوب نشون می ده و نویسنده فقط از تعدادی شخصیت ثابت استفاده می کنه مثلا شخصیت هایی مثل داین،رالف،کریستین، پاف و ... در کتاب هیچکدام از قبل حضور نداشتند بلکه اول جلد به انها پرداخته شده و در آخر داستان مشخص شده ضد قهرمان هستند.
یکی دیگر از شوک های داستانی که استفاده می شه سردر گم کردنه مخاطبه این نوع اگر درست استفاده نشه به کتاب صدماتجدی می زنه و خواننده رو از ادامه ی کتاب خسته و در نهایت منصرف می کنه که نمونه ی استفاده ی بدش رو می تونیم توی کتاب اشتهوذ نگهه نوشته ی آرمان آرین ببنیم.تازه در چند فصل اخر معنی و مفهوم نوشته هایی مشخص می شه که خواننده در چنیدین فصل اون ها رو خونده.
چه تضمینی وجود دارد تا خواننده به فصل آخر برسد کتاب هیچ رویه ای را برای درگیر کردن مخاطب با خود ندارد و همواره از پارادکسی احمقانه پیروی می کند!آیا مخاطب بیکار است؟
....



سه شنبه 26 اردیبهشت 1391

این متخصص شگفت انگیز!(کتاب تاریخچه ادیان بزرگ آقای آرین مجوز نگرفت)



آقای آرمان آرین یه جورایی یک تخصص و تبحر خاصی در تحریک وزارت ارشاد دارند!
ایشون که هنوز مجوز کتاب قبلی شون رو نگرفتند منظورم اشتهوذنگهه2 با عنوان اهریمنان یکه تاز دریافت نکردند کتاب جدیدی را تالیف کردند که تحت عنوان تاریچه ادیان بزرگ که این کتاب هم مجوز نگرفته و فعلا چاب نمیشه.البته دلیل این موضوع کاملا روشنه و من هم کاملا به مسولین حق می دم که به ایشون مجوز ندن چون کتاب های ایشون جدا از بحث اخلاقی اش که زیاد مهم نیست حالا!!!!!!!
مشکلات فرهنگی زیادی داره فحاشی هایی که در کتاب اشتهوذنگهه 1 مورد اسنفاده قرار گرفته واقعا عجیبه و من واقعال نمی دونم جلد یک با این الفاظ چگونه اجازه چاپ گرفته؟



سه شنبه 26 اردیبهشت 1391

داستان ها چگونه نوشته می شوند؟



تابه حال دقت کرده اید که موجودات اغلب افسانه های اروپایی به هم شبیه هستند؟
موجوداتی که به عنوان اجنه می شناسیم و نظیر آنها را در کتاب هایی مثل آرتمیس فاول،ارباب حلقه ها،هری پاتر، بارتیموس و... وجود دارند و با نام های الف،گابلین،لپرکان،دورف،ترول،پیکسی و... شناخته می شوند.
اما واقعا این موجودات چه هستند و چرا تا این حد در بین رمان های اروپایی و خارجی طرفدار دارند و در کتاب ها و بازی ها ی گوناگون از آنها استفاده می شود؟و یا اینکه چرا این موجودات در برخی از داستان ها نقش های خوب و در برخی نقش منفی دارند؟و مهمتر از همه آیا سوژه ی دیگری جز اجنه وجود ندارد تا این همه نویسندگان خارجی به انواع و اقسام شکل ها از این موجودات در داستان ها  استفاده نکنند؟و چرا اغلب کتاب های بزرگ این موجودات و یا موجودات دیگر ی را در خود دارند؟
اگر بخواهیم این موضوع را بررسی کنیم از دو جهت می توان به بررسی آن پرداخت:
قسمت اول حالت واقعی این موجودات و اینکه آیان این ها تنها ساخته و پرداخته ی ذهن نویسندگان است  و یا نویسندگان تا با اقتباسی چند از بین یک طوفان عظیم چند دانه شنی را الهام گرفتند و آن را در داستان وارد کرده اند!
در واقع باید گفت که این موجودات هم واقعی و هم غیر  واقعی اند در اصل نژاد  هایی به نام های الف و گابلین و ... وجود ندارد.و این موضوع به مصر باستان برمی گردد که جادوگران با فراخوان دادن به اجنه از آنها برای کار های گوناگون استفاده می کردند.اما این موضوع به عبارت دیگر مربوط به شیطان  است نام و یا اسم خاص شیطان همانطور که مستحضرید ابلیس است.
ابلیس درز لغت به  معنای کسی است که خود را به لباس های مختلف در می اورد و جادوگرانی که او را با هر لباس مختلفی که دیده اند از آن به عنوان نژاد جدید یاد کردند و روی انها اسامی مختلفی مانند الف و ترول و سایر اسامی دیگر گذاشته اند اما در اصل اینها نزاد های گوناگون نیستند بلکه صرفا تمامی آنها از نژاد جن هستند و همگی یک نژاد اند.
اما از آنجایی که موضوع مورد نظر در این وبلاگ این نیست هدف ما بررسی بخش داستانی یعنی بررسی از جهت داستانیه.
موجودات خیالی در اغلب داستان ها مورد استفاده قرار می گیرند اغلب آنها دارا یقدرت ها ی ماورایی و نیروی های خاص هستند.در واقع موجودی نیست که در داستان ها خیالی باشه ولی قدرت ماورایی نداشته باشه ما اصطلاحا به همشون جن می گیم اما موجوداتی که در داستان ها به شکل ماورا الطبیعه استفاده می شوند یا سایه هستند و یا ضد سایه یعنی یا در جناح خوب ها قرار دارند و یا در جناح بد ها.در تمام داستان ها موجودی به عنوان قدرتمند ترین موجود در هر جناح وجود دارد که از ان در جناح خوب ها تحت عنوان قهرمان (hero ) یا همون شخصیت اصلی و قهرمان داستان(معمولا شخصیت اصلی همون قدرتمندترین و یا تاثیر گذار ترین موجوده) و در جناح بد ها یا سایه تحت عنوان ضد قهرمان (anty hero)  نام می گیره.موجودی که در اکثر داستان ها از اون به عنوان نماینده و قدرتمندترین موجود در طرف مقبل نام برده میشه رو معمولا شیطان بزرگ و یا ارباب سایه ها نام می دهند (the lord of dark) در  اکثر داستان ها طرف سایه همیشه از نظر امکانات و قدرت در مرتبه ی بالاتری قرار داره اما در نهایت داستان جناح خوب همیشه پیروز میشه که نمونه اش رو می تونیم توی رمان های ارباب حلقه ها و یا دلتورا و بارتیموس و ... ببینیم.
در اکثر داستان ها جادو حرف اول  و اخر رو  می زنه (یعنی توی رمان های فنتزی معمولا این طوریه) سایه همیشه در همه ی موارد نظیر قدرت و ثروت ... بالاتر از جناح خوب هاست اما در یک مورد که معمولا یک شی خاصه و هر دو طرف دنبال اونن قدرت ها برابره این شی در داستان ها متفاوته و اغلب تمام در گیری داستان سر اونه مثل حلقه ارباب حلقه ها یا کمربند دلتورا در دلتورا و یا طلسم سمرقند بارتیموس و...
ادامه دارد... 


یکشنبه 24 اردیبهشت 1391

نقد کتاب بارتیموس



من جلد اول کتاب بارتیموس را از نمایشگاه در روز جمعه خریدم.کتاب را مطالعه کردم.کتاب جالب و با ایده ای نو آورانه است.
هر چند تا پیش از این نیز در مورد این گروه از موجودات کتاب های زیادی نوشته شده ولی کتاب مذکور باشیوه ای نو اورانه و جالب به شکل دیگری به این داستان پرداخته.
کتاب شخصیت پردازی خوبی دارد اما از نظر روایت داستانی دچار کاستی هایی است در بعضی قسمت ها کتاب اول شخص و در برخی قسمت ها کتاب شوم شخص روایت می شود و این تا  حدودی باعث سر در گمی مخاطب می شود.
مهمترین مشکل کتاب ترجمه نسبتا ناروان و عجیب کتاب است.
شخصیت ها هیچگاه از کلماتی مثل نه یا آره استفاده نمی کنند در عوض پسرک در میان نبرد نهایی و نابودی همه چیز با لحن خشک و رسمی جواب می دهد.
نبرد نهایی جالب و به خوبی به تصویر کشیده شده فصل بندی ها مناسب و در اهای جالبی متوقف می شود و تا حدودی هم مخاطب را به دنبال خود می کشد چیزی که یک رمان واقعی به آن احتیاج دارد.
و این بسیار عجیب است که پسرک به این کوچکی تا این حد اراده ی اهنین داشته باشد و در مورد این شخصیت اغراق زیادی در برخی جاها صورت گرفته.
نقشه ی نهایی جالب اما احمقانه است اینکه تمام جادگران با هم نمی توانند چیزی احضار کنند که با نیروی لاویس مقابله کند کمی عجیب به نظر می رسد
به گفته ی کتاب چهار جادوگر برای احضار موجود آخر کتاب لازم است در حالیکه داخل سالن صد ها جادوگر قدرتمند وجود دارند پس لاقل باید بتوانند مقاومتی درباره این نیرو بکنند.
نخست وزیر به عنوان قویترین جادوگر احمق ترین فرد است شاید لاویس از امتیازاتی نظیر شیپور عاج و طلسم بهره مند باشد اما به هر حال بقیه مشتی آدم معمولی نیستند و به گفته کتاب آنها جادوگران قدرتمندی هستند.
با این وجود شیوه داستان پردازی در انتهای داستان به اوج خود می رسد و پایان داستان به نوعی اشتباهات را جبران می کند.
کتاب کتاب خوبی است و آن را به دوستان پیشنهاد می کنم.
نمره نهایی:18.5




( تعداد کل صفحات: 85 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]