تبلیغات
این صفحه را به اشتراک بگذارید طرفداران کتاب - خاطرات یه بچه ریقو!

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

طرفداران کتاب
از جمله : آرتمیس فاول و دارن شان و دلتورا و سیپتیموس هیپ و نیروی اهریمنی اش و .....

سه شنبه 9 خرداد 1391

خاطرات یه بچه ریقو!

کلمات کلیدی : خاطرات یه بچه بی عرضه , خاطرات یی عرضه , خاطرات یه بچه ریقو , پر فروش ترین کتاب , شاخ هری پاتر شکست , طنز بچه ریقو , خاطرات یه بی عرضه ,


سلام خدمت عزیزان امروز میخواستم در مورد این کتاب طنز صحبت کنم
اول از همه این کتاب شاخ هری پاترو شکست   یعنی چه؟؟ خوب بهتون میگم هریپاتر فروشش تو جهان تک بود و خیلی پرفروش بود این کتاب از هری پاترم پر فروش نره ...!!
این کتاب حالت طنز داره و تا حالا 7 جلد ازش او بازار اومده خیلی خنده داره
یکی از دلایل موفقیت این کتاب مصور بودنشه
در این کتاب ما با یه شخصیت رو به رو میشیم به نام گرگ هفلی(gereg hefly) که عکسشو روی جلد میبینید:


این فرد یک نو جوان دوره راهنمایی است این پسر دنیارو یه جور دیگه میبینه و نویسنده مارو وادار میکنه از دید این پسر به دنیا نگاه کنیم که یک دید واقع گرایانست که همین باعث طنز بودنش میشه برای مثال میگه :
من تو مدرسه بین چند تا احمق دارم درس میخونم

وقتی خودم به این جمله فکر کردم دیدم آره واقعا من دارم بین یه مشت احمق درس میخونم!!

یا یه جاش میگه:
من میدونم که مامانم دشمنه منه اون همیشه سعی میکنه حاله منو بگیره مثل اوندفه که جلو بچه ها قربون صدقم رفت و من آبروم رفت

بعد من دیدم واقعا راس میگه پدرو مادر ها بدون اینکه بخوان با ما دشمنی میکنن
یا مثلا تو داستان همیشه اتفاق های خوب برای دادش کوچیکه ی گرگ یعنی مانی میوفتد و گرگ از این دیوونه میشه
مثال:
گرگ:من وقتی بچه بودم یادمه واسه کریس مس کلی کادو انتخاب میکردم ولی چون خیلی زیاد بود هیچکدمو بهم نمیدادن دیدم مانی داره واسه کریس مس هر چیزی میبینه انتخاب میکنه رفتم یه پیشنهاد برادرانه بکنم گفتم بهتره تعداد انتخاب هاتو کم کنی تا به هدفت برسی
اما بعد در ادامه داستان میبینیم که مانی هر کادویی که خواسته بود براش میگیرن و سر گرگ بی کلاه میمونه

تو کل داستان پشت سر هم بلا سر گرگ میاد و اون بیچاره با راه حل های خودش اونو حل میکنه که خیلی جالبه

بزارید یکم از شخصیت ها بگم

مانی:داداش کوچیکش موجب دردسرشه

رودریک:داداش بزرگه (کلی بلا سر گرگ میاره) همانطور که تو عکس میبینید :
یه فیلم هم در مورد این قسمتش ساختن به نام (قوانین رودریک)



مامان: همیشه آمادست به گرگ گیر بده

بابا: دلش میخواد از گرگ سوپر من بسازه ولی گرگ لاغره

رولی: دوست گرگ که از خود گرگ هم احمق تره هم بچه تره

و ...

این کتاب اسم های زیادی داره و نشر های زیادی میزننش ولی من توصیه میکنم از نشر (حوض نقره) استفاده کنید

چون مصوره زود تموم میشه من خودم یه روزه هر 7 جلدو تومو کردم 

نظر من اینه که این کتابو هر طور شده(فامیل- اشنا -همسایه- مغازه) بگیرید بخونید خیلی باحاله
یه جلدشم هست که خودتون باید پرش کنید با خاطرات خودتون



دیگه این که از دست ندید خیلی قشنگه از ما گفتن بود


نظرتون راجب به کتاب چیه؟؟







 

نظر من واقعا عالیه نظر شما چی؟