تبلیغات
این صفحه را به اشتراک بگذارید طرفداران کتاب - نقدی بر جلد سوم بارتیومیوس -دروازه پتولمی

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

طرفداران کتاب
از جمله : آرتمیس فاول و دارن شان و دلتورا و سیپتیموس هیپ و نیروی اهریمنی اش و .....

شنبه 3 تیر 1391

نقدی بر جلد سوم بارتیومیوس -دروازه پتولمی



جلد سوم از سه گانه ی بارتیمویوس دروازه پتولمی نام دارد که خوانندگان و طرفداران این مجموعه با ان آشنایی دارند اما برای دوستانی که تا به حال با این رمان آشنا نشده اند شرح کوتاهی از جلد سوم می دهم.
در این جلد روابط بارتیمیوس جن هزار ساله با بهترین اربابش پتولومیوس بیشتر افشا می شود و به دنبال آن حواث دیگری با ارباب فعلی بارتیمیوس یعنی جان مندریک روی می دهد و برای اخرین بار سه شخصیت اصلی داستان کنار هم قرار می گیرند.
اما نقد اول باید بگم که خطر لو رفتن داستان توی بعضی قسمت ها وجود داره و نمره ی نهایی هم  از بیست-20 است.
کتاب شیوه ی بیان مناسبی دارد و به خوبی شما را درگیر می کند.کمتر فصلی در کتاب وجود دارد تا در جای مناسبی پایان نیابد و خواننده را واردار به مطالعه ی بقیه کتاب نکند.در واقع نویسنده با بیان سیر داستان در مسیر های متفاوت و از شخصیت های متفاوت در نقطه ی انتهایی داستان ها رابه هم پیوند می زند.
شخصیت همزاد پنداری مخاطب با قهرمان اصلی داستان به خوبی برقرار می شود و مخاطب به خوبی می تواند خود را در جای شخصیت اصلی قرار دهد.
توصیفات کتاب نا منظم است یعنی یا در بالا ترین حد و بهترین حالت قرار دارد و یا در احمقانه ترین و بدترین حالت مثلا توصیفات فصل 28 اصلا قابل درک و فهم نیست و نویسنده هر چی به ذهنش رسیده در کتاب گنجانده است
آنچه مخاطب را سردر گم می کند این است که شخصیت های اصلی مشخص نیست که چه کسی است و چه کسی بر دیگری برتری دارد و این با در برابر هم قرار گرفتن دو شخصیت اصلی بیشتر می شود.
پایان داستان جالب نیست باید بگویم فوق العاده است هر چند که ایرانی ها چنین پایان هایی را نمی پسندند انها دوست دارند تا در آخر همه چیز به خوبی و خوشی تمام شود خب این بستگی به دید شما دارد این که همزاد پنداری مخاطب با چه شخصیتی بیشتر است با بارتیمویوس به عنوان یک جن یا با جان مندریک یا ناتانیل (راستی دقت کردید که دو اسمی که برای شخصیت اصلی در نظر گرفته اند به شکل عجیبی شبیه اسم نویسنده است جان اول اسم نویسنده جاناتان اسنت و ناتانیل آخر اسم نویسنده است.)را به عنوان شخصیت اصلی در نظر بگیرید در این صورت است که می توانید از پایان داستان خوشحال یا ناراحت شوید.
در واقع پایان داستان تا حدودی ضعیف هم عمل می کند مثلا نویسنده به زور می خواهد تا جان مندیریک را در آخر داستان بکشد و با یک شوک داستانی کتاب را به اتمام برساند.
مثلا با وجود اینکه جان می تواند طلسم سمرقند را از کیتی بگیرد نمی گیرد حال آنکه کیتی به ان اصلا احتیاجی ندارد.
توجیح که کتاب برای نبردن طلسم ارائه می دهد این است که ممکن است قدرت عصا رزا بگیرد چگونه است؟
مگر طلسم فقط از صاحب خود محافظت نمی کند پس چگونه مانع می شود؟
یا جان به هیچ عنوان از چکمه ها استفاده نمی کند در حالیکه انها را به پا دارد نویسنده همه را می کشد هیچکس را باقی نمی گذارد و جالب است نه عزاداری و نه حتی کوچکترین اظهار تاسفی از شخصیت داستان دیده نمی شود.
مثلا جسیکا واتیول در یک خط کشته می شود و جان مندیرک حتی نگاه هم نمی کند در حواسش یه کتی است یا روپروت  دورکس به راحتی می میرد تمام کابینه دولت کشته می شوند و آنچه جالب است اینکه هیچ جا صحبت از ملکه انگلیس نمی شود.
پاسخ بسیاری از پرسش ها اصلا داده نمی شوند مثلا اینکه چگونه عوام با مصونیت در برابر جادو به دنیا می آیند.
و یا اینکه طبق گفته ی کتاب احضار مرید ها به دو نفر نیاز دارد در حالیکه باتون ارباب کیتی به تنهایی یک مرید را احضار می کند و ییا اینکه   به آسانی و به تنهایی یک نیروی بسیار خطرناک به نام نودا را احضار می کند که سطحش از یک مرید هم بالاتر است.
کتاب به شکل انتقادی همه را محکوم می کند از داریوش اول تا کابینه ی دولت انگلیس را همگی جادوگر می نامد سلیمان و.... هم در این گروه قرار می گیرند تمام حوادث مهم و مرموز جهان به اجنه ربط داده می شود.
البته مشخص نیست که در جای جای کتاب که نام ایران و تمدن باستان آمده است را خود نویسنده استفاده کرده یا مترجم به زور بخش هایی را وارد داستان کرده است؟!
همچنین کتاب تقلید ها ی زیادی از کتاب های دیگر دارد و با وجو ایده نسبتا نو آورانه این تقلید ها زیاد به چشم می خورد تقلید از هری پاتر در راس قرار دارد ولی می توانیم تقلید های دیگری را نیز ببینیم مثلا چکمه های هفت فرسنگ در کتاب حادوگر شهر از وجود دارد و یا شخصیت پولوتومیوس بسیار بسیار شبیه شخصیت دران اژدها دوست در دلتورا است.
در دلتورا دران حامی گروه خاصی از موجودات بود یعنی اژدهایان و در اینجا نیز پولوتومیوس حامی گروه خاصی از موجودات یعنی جن هاست.در دلتورا به اژدهایان به خاطر دران به شخصیت اصلی داستان کمک کردند و در اینجا نیز بارتیمیوس به خاطر پولوتومیوس به شخصیت اصلی کمک کرد در دلتورا اژدهایان دران را قبول داشتند اما بقیه هم نوعان دران را نه در اینجا هم بقیه انسان ها را بارتیمیوس قبول ندارد.
از این قبیل ضعف ها در کتاب وجود دارد اما در هر حال بارتیموس رمان جالبی است که شاید در فاقد این مشکلات رمان بی نهایت عالی بود هرچند حالا نیز خوب است.
نمره نهایی:14.5/20
ارزش خرید:17.5/20
نکات مثبت:بیان مناسب و شیوا،فصل بندی های مناسب
نکات منفی:تقلید کورکورانه ،مانور بیش از حد روی موضوع احضار،عدم پاسخ به سوالات ایجاد شده



 

نظر من واقعا عالیه نظر شما چی؟