تبلیغات
این صفحه را به اشتراک بگذارید طرفداران کتاب - نقدی بر باتیمیوس-جلد دوم چشم گولم

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

طرفداران کتاب
از جمله : آرتمیس فاول و دارن شان و دلتورا و سیپتیموس هیپ و نیروی اهریمنی اش و .....

یکشنبه 25 تیر 1391

نقدی بر باتیمیوس-جلد دوم چشم گولم



جلد دوم از سه گانه بارتیمیوس چشم گولم نام دارد و علیه رقم زیبایی و بیان شیوا و در برخی موارد طنز آمیز در برخی موارد ضعیف عمل کرده است.

آقای جاناتان استرود به خوبی در کتاب از آمریکا حمایت و جو حاکم بر انگلستان را نیز به خوبی روایت کرده است.اختلاف طبقاتی و نبود حق شهروندی در جای جای کتاب توسط نویسنده با رخ دادن حوادث گوناگون نظیر دادگاه و در گیری با جادوگران که تشکیل دهنده گان دولت هستند روایت می شود.و خوب البته دوستان امریکایی اش هم به خوبی هوای آقای استرود را داشته اند و سه گانه ی بارتیمیوس به عنوان کتاب منتخب نیویورک تایمز جنجال خوبی به پا می کند و به شهرت می رسد.کتابخانه های آمریکا نیز به سرعت آن را انتخاب و به نوجوانان معرفی می کنند.

البته کتاب جالب و ایده مناسب است و آنقدر نیرو دارد تا بتواند مخاطب را جذب و پای کتاب نگه دارد.در عین حال کتاب مواردی را نیز نگه می دارد و سوال هایی را بی جواب می گذارد تا مخاطب صرف نظر از جذابیت کتاب مایل به مطالعه ی جلد های بعدی باشد.

کتاب به شیوه ی بسیار زیبایی دیکتاتوری و فضای بسته سیاسی و آموزشی را نشان می دهد.مثلا دز قسمتی از کتاب کیتی جونز در مدرسه حضور دارد و سر کلاس معلم به شکل جالبی قدرت گرفتن گلد استون را توصیف می کند.

"چنان عاقلانه با انها صحبت کرد که همانجا او را به نخست وزیری انتخاب کردند"جالب است احتمالا منظور از چنان عاقلانه این است که با عصا کل افراد وازرت خانه را لت و پار کرده!از این دست توصیفات در کتاب زیاد است.

البته کتاب با وجود این خوبی ها سوتی های قابل توجهی دارد.که از جمله آنها می توان به قسمتی اشاره کرد که هاپکینز به اعضای گروه مقاومت در مورد کلیسا و مقبره های درون ان می گوید و در هنگامی که مشغول نام بردن مقبرهی افراد داخل آنجاست نام چرچیل را هم می برد.مگر قبل از جنگ آمریکا اصلا چرچیل وجود داشته که حالا قبرش اینجاست؟

یا اینکه جان مندیک برای رفتن به از لندن به پراگ از هواپیما استفاده می کند.خب این.ن اصلا فکر نمی کنم که آقای استرود بااین همه توانایی در نوشتن همچین چیزی گفته باشه!!!هواپیما در سال 1903 توس برادران رایت اولین بار ساخته شد و استقلال آمریکا در سال 1787 به وقوع پیوست.الته در کتاب حتی استقلال امریکا نیز در نظر گرفته نشده بلکه انگلستان همچنان درگیر جنگ با شورشیان امریکاست.و در این حال آقای مندریک با هواپیما پرواز می کند!خوب این خیلی جالبه که کسی حدود 120 سال زودتر از ساخته شدن یک وسیله از اون استفاده می کنه.

یا اینکه در قسمتی که مزدور و بارتیمیوس و مندریک با هم رو به رو می شوند.مندیریک در پاسخ مزدور که می پرسد"اسلحه تو کجاست بچه؟"به بارتیمیوس اشاره می کند و می گوید"او یک عفریت و تحت فرمان من است و با یک اشاره من تو را تکه تکه می کند"این در حالیست که با در کتاب سوم می خوانیم که مزدور به مندریک و کیتی می گوید:"م می توانم هر هفت سطح را ببینم ..."پس چطور مزدور متوجه خالی بندی مندریک در مورد بارتیمیوس نمی شود؟

در جلد سم مندریک به سرعت از عصا استفاده می کند و به سرعت شیاطین را نابود می کند.اما در انتهای جلد دوم می بینیم که برای به کار انداختن عصا مدت طولانی ورد های گوناگون را می خواند.

اما در مورد محلی که کافکا(جادوگر نویسنده ی پوست گولم)زندگی می کند چیز جالبی می بینیم.256 پله خب بگذار ببینم2+5+6=13 و کوچه ی گلدن13 و 33 پله.این عدد ها چقدر آشنا اند!

تقلید کورکورانه و الهام بیش از حد را دارد.اما وجود فضای جدی داستان و شاخه شاخه بودن داستان و در نهایت پیوند خوردن داستان ها در انتهای کتاب و در کنار ان شخصیت نسبتا طنز بارتیمیوس فضای زیبایی به داستان می دهد.

نکات مثبت:شخصیت پردازی عالی،فضای داستانی،کشش داستانی

نکات منفی:تقلید کورکورانه،سوتی های احمقانه

نمره نهایی:15.5

ارزش خرید:17




 

نظر من واقعا عالیه نظر شما چی؟