تبلیغات
این صفحه را به اشتراک بگذارید طرفداران کتاب - کتاب سوم مالکوم رز در مجموعه ردپا = مرگ

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

طرفداران کتاب
از جمله : آرتمیس فاول و دارن شان و دلتورا و سیپتیموس هیپ و نیروی اهریمنی اش و .....

شنبه 1 مهر 1391
ن : مدیر وبلاگ نظرات ()

کتاب سوم مالکوم رز در مجموعه ردپا = مرگ








کتاب «مرگ» سومین جلد از مجموعه «ردّ پا» نوشته مالکوم رز، با ترجمه زینب رضایی توسط انتشارات پیدایش منتشر شد.
به گزارش کتابخوار به نقل از مهر ، بازپرس جنایی لوک هاردینگ، این بار به دنبال یک قاتل زنجیره‌ای خطرناک است. قاتلی که از خود ردّی به جا نمی‌گذارد و قربانیانش تنها یک وجه تشابه دارند، آن‌ها همنام هستند: امیلی واندر. پس از ناپدید شدن آخرین امیلی واندر، لوک به لندن می‌رود تا پیش از رسیدن سونامی ویرانگر به این شهر، او را از چنگال مرگ برهاند.

وقتی معمای قتلی پیش می‌آید، مسئولان امنیتی شهر بهترین تیم خود را مامور رسیدگی به آن می‌کنند. بازپرس جنایی ۱۶ ‌ساله، لوک هاردینگ و روبات دستیارش مالک، که مجهز به لیزر و اسکنر است، بهترین گزینه‌ها برای یافتن مدرک و سرنخ در سخت‌ترین پرونده‌ها هستند. لوک و مالک با هم از عهده حل هر معمایی برمی‌آیند.

مالکوم رز، نویسنده مشهور رمان‌های جنایی نوجوانان، پیش از این که نویسنده شود، استاد شیمی دانشگاه بوده است. او تاکنون ۲۵ رمان جنایی نوشته است که ۶ جلد آن در قالب مجموعه‌ای به نام «تعقیب و گریز» منتشر شده‌ است. رز تاکنون جایزه کتاب آنگوس و کتاب سال لانکاشایر را دریافت‌ کرده است. این نویسنده اکنون در شفیلد انگلستان زندگی می‌کند.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

لوک که ناگهان به خاطر آورد بر روی بازوی چپ اولین امیلی واندر، سوراخ ریزی بر اثر برخورد با خارهای یک کاکتوس ایجاد شده بود، به طرف تنها کاکتوسی که می‌شناخت رفت. باربارا روی آن گلدان برچسبی نصب کرده بود که رویش نوشته شده بود اوپونتیا ولگاریس. – اسم این یکی گلابی خارداره، مگه نه؟ باربارا که آشفته به نظر نمی‌رسید، جواب داد: بله. – می‌تونم بهش دست بزنم؟ – اگر دوست دارید چند تا سوزن تو دست‌تون فرو بره و برای مدتی بسوزه، آره!

لوک انگشتانش را عقب کشید و پرسید: این کاکتوس‌ها چه چیز جالبی دارند که شما رو جذب کرده؟ باربارا که کاملا از شنیدن این سوال جا خورده بود، جواب داد: نگاه کنید. این‌ها فوق‌العادن. شکل‌های دردکشیده‌شون رو ببینید. فکر می‌کنم به همین خاطره تاب تحمل سخت‌ترین شرایط آب و هوایی رو دارند. من نحوه کنار اومدن اونها با کمبود آب و گرمای خیلی زیاد برای زنده موندن رو دوست دارم. درست مثل خودم که با این همه فشار و استرس کنار می‌آم. اما لوک می‌پنداشت این گیاهان بیشتر نشان‌دهنده شخصیت خشک و خاردار او هستند. – تا به حال با سیتوس اینورسوس توتالیس برخوردی داشتید؟ – معنیش می‌شه همه چیز بر عکس. ولی اسم کاکتوسی نیست، اگر البته منظورتون اینه. لوک به سمت تابلویی رفت که پشت بزرگ‌ترین کاکتوس نصب شده بود. – قشنگه.

باربارا بدون هیچ احساسی جواب داد: بله. لوک به گوشه پایین سمت راست تابلو نگاه کرد که نوشته شده بود: «منسوجات پشمی، دوندی» بعد گفت: طراحی هوشمندانه‌ایه. بعد رو کرد به باربارا و ادامه داد: شما عاشق امیلی واندر، کاکتوس‌ها و منسوجات هستید. باربارا ابروهایش را در هم کشید و غرولندکنان گفت: می‌دونم موضوع چیه. آیا شما به سنی رسیدید که بتونید کسی رو متهم به قتل کنید؟…

«مرگ» با ۲۶۰ صفحه، شمارگان هزار و ۵۰۰ نسخه و قیمت ۶ هزار تومان منتشر شده است.




 

نظر من واقعا عالیه نظر شما چی؟